بماند برای خودت

سلام

حالا که دلت می خواهد بنویسی و ذهنت پر از مطلب است کلمات به رقص در نمی آیند . مجبور می شوی بارها تایپش کنی و بعد به یک باره حذف ..

آخر سر می بینی ننویسیشان بهتر است . بهتر است فقط بگویی دخترک وزن گرفته و در سونوگرافی هفته ی گذشته به 2 کیلو و 158 گرم رسیده بود در سی و سه هفته و چهار روزه گی اش و این وزن ایده آلیست برای هفته اش .

بهتر است بنویسی دخترک روزی چند مرتبه سکسکه می کند و شکمت بالا و پایین می پرد و روز و شب هم ندارد و بعضی وقتها ساعت 3 نصف شب شروع می کند و تو یاد تیتراژ کارتون مستر هیکاپ می افتی که شکم مادرش در دوران بارداری بالا و پایین می پرید و خنده ات می گیرد از تلاش دخترکت که نیم ساعت مداوم نصف شب سکسکه می کند .

بهتر است بنویسی دخترکت بدجوری به ماساژ شرطی شده و تا شروع می کنی بر روی شکمت دست کشیدن خودش را آن زیر کلی این طرف آن طرف می کند که همه جایش ماساژ بگیرد و در دلت می گویی دخترم شد رقیب سخت من در ماساژ گرفتن .

بهتر است بنویسی شبها نمی توانی بخوابی . تورم داخل مجرای تنفسی ات به صد در صد می رسد و از دهان نفس کشیدن برایت مرگ است و همراه می شود با طپش قلب و گرفتگی های شدیدی در رحمت داری که یکدفعه از درد دولا می مانی و بی حرکت می شوی.

بهتر است بنویسی دخترک صبحها با پدرش بیدار می شود و آنقدر وول می خورد و تمام بدنش را با هم تکان می دهد تا همان نیمه خوابی که رفته بودی را هم از سرت بپراند و خوب که بیدارت کرد تازه خودش به خواب خوش می رود و آرام می گیرد و تو به شکمت دست می کشی و می گویی مادر جان همین را می خواستی عزیزم ؟؟

بهتر است بنویسی تکان هایش نبض زندگی است و وقتی آرام می گیرد دلهره می گیری و می گویی مادر جان یک حرکتی بکن تا آسوده شوم ..

ولی بهتر است از ترسها و دو دلی هایت ننویسی . بماند برای خودت ... .

/ 21 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سهیلا

جانم چه دنیایی داری این روزا[قلب]

شوکا

ما هم هفته گذشته کمی وزن گرفتیم که به لطف سرماخوردکی سه برابرش رو کم کردیم. البته نی نی وزنش خوبه و فقط از من کم میشه خداروشکر. مانا شاید بخاطر شرایطمون باشه گاهی انقدر پراز ترس و دلهره میشم که به گریه میفتم. همونطور که فکر میکنیم همه اتفاقات این معجزهء روتین خلقت منحصر به خودمونه همون طور هم ترسها و دلهره ها و دودلی هامون سخت و انشالا گذراست.

کوکو بانو

ای من بخورمش با این سکسکه کردناش[بغل] دوست خوبم دیگه آخرای راهی[قلب] تو این روزای آخر ما رو هم خیلی دعا کن[قلب] سیسمونی چیده شد[نیشخند]

نوا

یعنی هنوز تخت وکمد درست نشده[کلافه]همین یک مورد برای نگرانی کافیه. عزیز دلم این مرحله هم میگذره این نگرانی ها هم ختم به خیر میشه.به این فکر کن که کمتر ازیک ماهه دیگر روی ماهشو میبینی وتو اغوشته انشاالله. یادت باشه رسالت بچه ها بی خواب کردن مادر است ازالان داره تمرینت میده [نیشخند]

.آزی.

مانا سعی کن بنویسی تا یه خورده آروم بشی. باور می کنی خیلی نزدیکه دیدن روی ماه دخترک؟ من دوماه آخر نیمه نشسته می خوابیدم خیلی راحت تر بودم. مراقب خودت باش مامان دخترک[قلب] سعی کن خوشحال باشی.

باران

خدا رو شکر که وزن گرفته...زمان فارغ شدنت رو مشخص کرده؟

باران

ای جان دلم خدا حفظش کنه دفعه ی اول بود میومدم وبتون خیلی خوشم اومد [قلب]

نقشه کش خبرساز

لذت یک سفر پرهیجان را با نقشه کش تجربه کنید. http://www.map.khabarsaz.net ‌ ‌‌ ‌ ‌‌

فاطمه

جونممممممممم وروجکووووو [قلب] خدا حفظش کنه[ماچ] میگما مانا جون میخوای واسه اسمش سورپریزمون کنی؟:دی