آش شله قلمکار

این وبلاگ یه آشه . آش شله قلمکار .

نقطه ی کوچک من
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

سلام

     امروز دیدیمش . نقطه ی کوچکی بود و شدیدا هم در حال حرکت . دلم آب شد برایش . دکتر می گفت من یکی می بینم ولی هفته ی دیگر که صدای قلبش را بشنویم با قطعیت می توانم بگویم یکی یا دو تا ..

    صبح تلفن من زنگ خورد . از آن طرف خط : خانم ... از آزمایشگاه مرکزی تماس می گیرم . امروز حتما باید به پزشکتان مراجعه کنید جواب آزمایشتان را زودتر آماده کرده ایم , قند خونتان بالاست ... من مات مانده بودم . گفتم یعنی دیابت بارداری دارم ؟ گفت ما صلاحیت پاسخگویی نداریم و خداحافظی کرد .

     در حال خفه شدن بودم از بغض . یک آن تمام وجودم را وحشت گرفت . آخر اینگونه خبر دادن !!!!!!!!!! اول به همسر زنگ زدم . بیچاره نمی دانست چه کند . با مادر هم صحبت کردم و برادر جان پزشک تماس گرفت که چه شده است و کمی آرامم کرد . عقلم که به کار افتاد به یکی از دوستانم که مدیر یکی از بخشهای همان آزمایشگاه است زنگ زدم و گفتم همکارت من را سکته داد , چنان حرف زد که انگار خبر مرگم را می دهد .با همکارش تماس گرفت و آن خانم هم گفته بود فهمیدم وحشت زده شد و .. چون باردار است بهتر است زودتر پیگیری کند .

    با همسر به مطب پزشکم رفتیم . گفت که 85 درصد دچار دیابت بارداری شده ای و برای اطمینان بیشتر باید فردا هم چند سری آزمایش به فاصله های نیم و یک ساعت انجام بدهی و اگر اطمینان پیدا کردیم از روز سه شنبه چند روزی مهمان بیمارستان می شوی برای تحت نظر بودن و تعیین میزان انسولینی که باید به بدنت برسد . آنقدر در میان صحبت هایش شوخی می کرد و انرژی داشت که من آرام بودم تا وقتی که از در آمدیم بیرون و همسر دستم را گرفت و من ... گریه , از آنهایی که بند نمی آمد .

    همسر می گفت باید خدا را شکر کرد که پزشک با درایتی انتخاب کرده ای که به این زودی این آزمایش را انجام داد و حالا که می دانیم هر دو کمتر آسیب می بینید .

    راست می گفت همسر . باید هزاران بار خدا را شاکر باشم . همان روز که برای آزمایش رفته بودم چند نفری تعجب کرده بودند و می گفتند این آزمایش مربوط به این ماه نیست و در ماه هفت انجام می دهند .

    یکی از دوستان من در ماه هفت این آزمایش را داد و قندش بسیار بسیار بالا بود , به طوری که در حالت اورژانسی بود تا زایمان .

    همه ی اینها را می دانم , می دانم پنج درصد زنان باردار گرفتارش می شوند ولی چرا من باید جزو آن پنج درصد باشم . یعنی می شود فردا بروم و نتیجه ی آزمایشم نشان دهد که همه چیز نرمال است ؟؟؟؟؟

    برایم دعا کنید . حال خوشی ندارم . تنها چیزی که امروز در میان این همه فشار آرامم کرد دیدن نقطه ی کوچکم بودم . به او قول دادم که همه ی سختی ها را من قبول می کنم تا او جایش امن باشد و آسوده رشد کند . دعایم کنید که آرام باشم و این استرس از من دور شود. دعایم کنید.