آش شله قلمکار

این وبلاگ یه آشه . آش شله قلمکار .

ما را چه می شود ؟؟؟
ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

سلام

      لباست را هم که درست کنی باز دیگرانی هستند که بد نگاهت کنند . حتی اگر در گونی هم بروی , فقط نامت زن باشد همین کافیست که چنان به همان گونی خیره شوند و اسکنت کنند که تمام زوایای بدنت را هم ببینند .

      این دردناک است که وقتی از کنار مردی رد می شوی که به قول خودش محاسن کاملی هم دارد و تسبیحی هم در دستانش می چرخد , سر تا پایت را چنان نگاه کند که گویی چیزی بر تن نداری و بشنوی که می گوید تبارک ا.. احسن الخالقین یا ماشا ا..

     این دردناک است که مردی که کت و شلواری ملیونی پوشیده و کفش چند صد هزار تومانی هم به پا دارد و خلاصه ظاهری آنچنانی و ماشینی آنچنانی تر بزرگراهی را کامل اسکورتت کند و وقتی از ماشین پیاده می شوی که خریدی از سوپر مارکت سر کوچه ات بکنی از ماشینش بپرد پایین و بگوید خانم افتخار میدهید .. و بعد تو نگذاری حرفش تمام شود و حلقه ات را نشان دهی و بگویی من متاهلم و بشنوی که می گوید خب من هم متاهلم چه اشکالی دارد !!!!!

     بعد می روی حلقه ایی می خری پر از نگین و درشت به جای آن رینگ ساده ات که فقط دو ردیف ریز نگین داشته و دستت می کنی شاید چشم زهر شود برای چشمان ناپاک ولی باز همان ها را می شنوی و فرقی هم ندارد طرف ظاهر معتقدی داشته باشد یا نه . موهایش فرق کج و بچه مثبت باشد یا ژل زده و ژیگول . تسبیح دستش باشد یا سه چهار گوشی موبایل مارک خفن . انگشتر عقیق داشته باشد یا طلا . در هر حال همین که مرد باشد کافیست . 

     این دردناک است که نشسته ایی در آرایشگاه و می شنوی مادر و دختری بحث می کنند در مورد دوستان پسر دختر . مادر می گوید چه دختر احمقی دارم من . می گم اون ... بیشتر خرجت می کنه با اون بیشتر بچرخ . آخه بیچاره وقتت رو گذاشتی با اون دو تا ... می گذرونی که چی ؟ فقط یه رستوران , یه کادوی ...؟ این ... خوبه که خوب پول خرجت می کنه .

     این دردناک است که دختری ایستاده و صفی ماشین راه بندان کرده اند و دختر می چرخد بینشان که انتخاب کند و سرش را در ماشین می برد و چیزی می گوید و چیزی می شنود و بعدی ...  تا معامله اش بشود . این دختر کارش است و به هر دلیل درست و غلط روش کسب درآمدش ولی همین ها باعث شده اند که حتی اگر روزی ماشین نداشته باشی جرات نکنی کنار خیابان بایستی برای تاکسی .

     این دردناک است که دختر و پسر با هم دوست می شوند فقط برای سر کیسه کردن همدیگر . دختر فقط پول پسر را می خواهد و جدیدا هم که بسیار مد شده که پسران هم دختران را سرکیسه می کنند . نمونه شان را کم ندیده ام . معمولا هم می روند با دختران از خودشان بزرگتر و مستقل مالی و دختر هم طبق غریزه اش مادری می کند و از همه چیز مایه می گذارد و سر تا پای پسر را نو نوار می کند و پول در جیبش هم می گذاردو ...   . تازه به خود هم می بالد که فلان سال سن دارد و آنقدر هنوز جذاب است که جوانترها می خواهندش.

     این دردناک است که وارد جمعی به اصطلاح متشخص و تحصیلکرده آن هم از نوع روانشناسی اش شوی و یکی از همان آقای دکترهایی که خیلی ها هم می شناسندش و دک و پزی برای خودش دارد و در مقوله ی تعریف عشق و چگونه پایدارش کنیم در محافل رسمی داد سخن ها داده باشد و بعد در آن جمع دوستانه بگوید آخر کدام مرد می تواند بیست سال عاشق زنی بماند؟؟ باید تجربه های آزاد در کنار تاهل وجود داشته باشد و ...

     این دردناک است که دوست انسان شناست که تازه ادعایش گوش فلک را هم پاره می کند در زمینه ی پژوهش هایش و شناخت از انسانها بگوید از نظر او همه ی مردها خیانت می کنند و توصیه کند تو زودتر این کار را بکنی که اگر روزی در حقت خیانتی شد ناراحت نشوی و بگویی من زودتر انجامش دادم  و بگوید تازه نمی دانی چقدر هم در روحیه ات اثر دارد و کلی سرحالت می کند .

     این دردناک است که بفهمی چندتایی از دوستانی که تو و همسرت دوست می پنداشتی شان , شرط بندی راه انداخته اند بر سر زندگی تان که تا چند سال دیگر دوام می آورد و کاغذی را ببینی که یکی از آنها خط و نشانی کشیده در آن در یک سال پیشتر , که اینها تا سال آینده ... طلاق ... .

 

-----------------------------------------------------------------------------------------

امروز با تمام وجودم درک کردم که  نفسم به نفسش گرم است و او تنها دل آشنای من است و او که نباشد من غریبم در شهری که آشنا و فامیلم کم نیست و درست همان زمان پیغام همسر آمد که چقدر غریبم در میان این همه فامیل بدون تو ...  و من مبهوت ماندم از این احساس مشترک .

( همسر سفری سه روزه رفته با پدر و مادرش برای شرکت در ختم یکی از بستگان )