آش شله قلمکار

این وبلاگ یه آشه . آش شله قلمکار .

پاپی
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

سلام

     می دانید اگر سگی گم شود باید چه کرد؟؟؟ دیروز در پارک دارآباد سگ دوستم ( پاپی ) گم شد . سگ کوچولوی سپید و دوست داشتنی .

     من از سگها خیلی می ترسیدم . کابوس شبانه ام بود حتی . کودک که بودم در روزی برفی در حال بازی کردن در برفهایی که تا زانویم بود ,‌ اگر یادتان باشد آن قدیمها برف زیاد می آمد و واقعا زمستان ,‌ زمستان بود , همسایه ایی داشتیم که سگ داشت . سگی سیاه و زشت . در خانه شان باز ماند و آن سگ بیرون دوید و من هم که از ترس شروع کردم به دویدن . لیز خوردم و به زمین افتادم و آن سگ هم آمد درست روبه روی صورتم پارس کرد . دقیقا چهره به چهره بودیم و من هم در حال زهره ترک شدن . صاحبش آمد و دورش کرد . کلا چند دقیقه هم طول نکشید ولی من را چنان ترساند که همیشه این صحنه برایم کابوس بود . تا این پاپی را دیدم .

     با این دوست تازه آشنا شده بودم و قرار بود پیک نیکی دسنه جمعی برویم و من خبر داشتم سگ دارد . با خودم عهد کرده بودم نترسم . مرتب تکرار می کردم که من نمی ترسم . در اولین برخورد پاپی به سمتم آمد و شروع کرد به بو کشیدن . من به همسر خیره شده بودم و نفس هم نمی کشیدم و همسر هم می گفت تکان نخور کاری ندارد . بو کشید و رفت با همسر هم همین کار را کرد . بساطی پهن کردیم و نشستیم به صبحانه خوردن . پاپی هم دورمان می چرخید . من هم زیر چشمی مراقب بودم سمتم نیاید. باز راه افتادیم و به مقصد که رسیدیم و بعد از پهن کردن بساط چادر و ... همسر طناب پاپی را گرفت و با پاپی شروع به راه رفتن کرد . من با فاصله می رفتم و می گفتم نمی ترسی ؟؟؟ همسر هم گفت نه بیا تو هم بگیر . من کنارتم . من گرفتم و با ترس چند قدمی راه افتادم . پاپی کمی دورم چرخید  و ... و کم کم کار به جایی رسید که من پاپی را بغل کردم و ناز کردم و کلا دوست شدیم با هم .

     حالا این پاپی گم شده . در حال دویدن در پارکی که هر روز دوستم می بردش , غیب شده .

     دیروز مرتب در حال دلداری دوست عزادارم بودم . چنان گریه می کرد که دلم ریش ریش شده بود . کلی در آن پارک گشته بود . رد پایش را تا یک سراشیبی پیدا کرده بود و بعد جای لیز خوردن هم بوده . در پایین آن سراشیبی هم توری فلزی ... اصولا باید افتاده باشد همانجا . می گفت شیب و فاصله اش در حدی نیست که کشته شده باشد و احتمالا فقط زخمی شده و کسی برش داشته است . واقعا امیدوارم برش داشته باشند و تیمارش کرده باشند و به قول دوستم پاپی خیلی خوش رو بود و به همه می خندید . می گفت باور کن حالا صاحب جدیدش را بیشتر دوست دارد از بس که دل آشناست این سگ ...