آش شله قلمکار

این وبلاگ یه آشه . آش شله قلمکار .

خبر خبر
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

سلام

دختری سالم . هوررررررررررررررررررررررررررااااااااااااااااا

 

حالا اسم پیشنهاد کنید خاله ها بدوید ..


 
بعضی وقتهای مانایی
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

سلام

سرن (‌خاکستر و بانو ) مطلبی نوشته بود و در آن از بعضی وقتها نوشته بود و حس و حالش و نمی دانم چرا بغض من را ترکاند . دیدم من هم چقدر بعضی وقتها دارم . درست مثل امروز و دیروزم که از آن بعضی وقتهاست .

از آن بعضی وقتهایی که دلت گرفته است و نمی دانی چه مرگت شده و دست و پایت بی حال و حس است و گزگز می کند و کلافه ایی از خودت و حالت و نمی توانی حتی درست بخوابی از این همه کلافگی و صبح که او بغلت می کند می زنی زیر گریه و می گویی نمی دانم چم شده لوسم می آید ..

او می ماند و یک ساعتی دیرتر می رود تا تو حسابی لوس کنی خودت را و بعدش هم که می رود باز می زنی زیر گریه که چرا رفت؟؟

او می داند که وقتی می گویی لوسم می آید یعنی کار خراب است و حسابی حسابی کلافه ایی ..

از آن بعضی وقتهاست که هر چه هم تلفن خانه ات به صدا در می آید حوصله اش را هم نداری و فقط می شنوی پیغام هایی که گذاشته می شود . حوصله ی خودت را هم نداری چه برسد به حرف زدن در مورد اینکه خوبی یا نه . نه می توانی بگویی خوبم و نه می توانی بگویی هم نیستم .

از آن بعضی وقتهایی است که یاد حرف دوستت ویدا می افتی که وقتی گفتی شاید فرزندم مشکل داشته باشد .. متفاوت از برخورد همه ,  زد زیر خنده و گفت خب بچه ایی که تو مادرش باشی مشکل هم خواهد داشت و تو را هم به خنده انداخت و گفتی آره خب خل و چل می شه درست عین خودم .. و آن بعضی وقتها یاد این مکالمه که می افتی نمی دانی بخندی یا گریه کنی .. نکند کودکم هم به خودم برود و هی بعضی وقتها داشته باشد که یعنی پاک خل است درست مثل مادرش...

من را او تحمل می کند . اگر کودکم به خودم برود کسی هم هست که وقتی لوسش بیاید , بماند و لوسش را بکشد ... ؟؟؟ خل شده ام نه ؟؟؟؟


 
دوش وقت سحر ...
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

سلام

صبح از آزمایشگاه زنگ زدند . پنج کروموزم اصلی سالم است و باقی را هم بعدا پاسخ می دهند . اشکهایم متوقف نمی شوند . می دانم باقی اش هم سلامت است .

سپاس از تمام انرژی های پرمهرتان. 

دیروز حافظ به من گفت

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند           وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

بیخود از شعشعه ی پرتو ذاتم کردند           باده  از  جام  تجلی  صفاتم    دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی    آن شب قدر که این تازه براتم  دادند

بعد ازین روی من و آینه ی وصف جمال         که در آنجا خبر از جلوه ی ذاتم دادند

من اگز کامروا گشتم و خوشدل چه عجب     مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند

هاتف آن روز به من مژده ی این دولت داد      که بدان جور و جفا صبر  ثباتم  دادند

این همه شهد و شکر کز سخنم میریزد        اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند

همت حافظ و انفاس سحر خیزان بود           که   ز  بند  غم   ایام   نجاتم   دادند

 

سپاس خدای را .. 


 
من مست می مهرم
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

سلام

سرشار از مهرتان هستم . دوستتان دارم . در تمام این هفده روزی که بر من گذشت پیغام های گرمتان آرامم کرد . تمام دوستانم از آنهایی که می خوانمشان و خاموش هایی که برای دلگرمی دادن روشن شدند و نوشتند , دوستتان دارم و تمام قد به احترامتان برمی خیزم .

هر روز چند پیغام خصوصی داشتم از تجربه های دوران بارداری و آمینوسنتز و همه و همه برای آرامش من ... قدر دانتان هستم و به خود می بالم به وجود شما .

فردا برای آمینوسنتز می روم و سرشار از انرژی های مثبتتان هستم . نمی گویم دلهره ندارم که اگر هم گفتم شما باورش نکنید .

 سرن می داند امروز من یک روان پریش کامل بودم و کلی به خزعبلات توهم گونه ی من گوش داد و بعد هم با هم وسایل نوزاد دیدیم و قرار است اگر همه چیز به خیر بگذرد برای خریدشان با هم برویم و جشن بگیریم و ذوق کنیم از خریدها .

سرن عزیزم ممنون از این همه همراهی . امروز را نمی توانستم در خانه تاب بیاورم و باز تو با آغوش مهربانت پذیرایم بودی برای چند ساعتی که می دانم بعدش تو هم پریشان بودی از پریشانی من . دوستت دارم دوست نازنین همراهم .

تمام آرامشی که نوای عزیزم با آن صدای سرشار از آرامشش نثارم کرد را قدردانم . دوستت دارم عزیز دوست داشتنی ام .

همراهی و دلگرمی های بهار که درگیر عمل قلب پدرش بود و با این احوال از یادم نبرد را ارج می نهم . دوستت دارم عزیز مهربانم .

و تک تکتان .. که می دانم اگر آرامشی هم داشتم از تمام مهر شما بود . سپاس نازنینانم .

برای فردا و فرداهای تا روز نتیجه هم به تمام دعاها و انرژی های خوبتان نیاز دارم . یادم رفت بگویم روزتان مبارک . اگر در این روز دعایی کردید من را هم بی نصیب نکنید .

چند روزی در خانه ی پدر هستم برای استراحت مطلقی که می گویند بعد از آزمایش باید داشته باشم . می دانید که احتمال سقط دارد این آزمایش . تا روز نتیجه نمی آیم . می خواهم خوب یا بدش پست بعدی ام باشد .

مهرتان را دریغ نکنید .

دوستتان دارم .


 
منتظر پیشنهاداتتون هستم
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

سلام

اگر خاطرتان باشد در یکی از مطالبم به نام اشتباه از کیست به این آدرس

( http://sooratakam.persianblog.ir/post/80/ ) موضوعی را عنوان کرده بودم . 

قرار است  در این مورد و امثال این موضوع که معضلی اجتماعی شده است برنامه ایی تلویزیونی تولید شود و از من دعوت به همکاری شده که راهکارها و مجاری حقوقی اش را مورد بررسی قرار دهم و قرار است آسیب شناسی اجتماعی و تحلیل روانشناسی هم در این خصوص توسط کارشناسانش صورت بگیرد با شاهد مثالهایی که از زبان خودشان مشکلاتشان عنوان شود .

فکری به ذهنم رسید که از شما دوستانم هم دعوت کنم اگر موارد مشابهی از این قبیل را در جریان هستید مطرح کنید شاید باعث شود شاخه های بیشتری در ذهنم ایجاد کند برای تحلیل موضوع .

در حال حاضر همه ی همکاران این برنامه  در حال بررسی و پژوهش در این خصوصند تا باقی را خدا چه بخواهد و در راه تولید و پخشش به هزار چاه برخورد نکنیم . 

من سابقه ی هکاری با رادیو را دارم .هر روز صبح را با توصیه های حقوقی برای هم وطنانم شروع می کردم ولی هیچ زمانی اجازه ی ورود به مسایل خاص را نداشتم و باید کاملا در چهارچوب عنوان می کردم چون شنونده ها عام بودند و رادیو ملی ولی این بار را امیدوارم اجازه اش را بدهند شاید همانند برنامه ی شوک راهی شود برای بیراهان .


 
حکم
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

سلام

مولانا ، نیت من و پاسخ روشنش

سینه ی خود را هدف کن پیش تیر حکم او

هین!که تیر حکم او اندر کمان است ای پسر

( یعنی  کاری از دستت بر نمی یاد . بپذیر هر چه که می خواهد ..

حکم آنچه تو فرمایی ...)